![]() |
![]() |
|
|
داستانهاي قديمي از چگونگي آموزش دادن ِمادرهاي باتقوا به
فرزندانشان 5 جولاي 2008/ نويسنده
:جي جِن مادرهاي خوب بسياري در چين كهن بودند كه به آموزش
فرزندانشان توجه خاصي داشتند .داستانهاي زير الهام گرفته از 2 مادر است كه به
فرزندانشان صداقت و پاكي را آموزش دادند . مادر تيان جي از پذيرفتن طلاي رشوه خودداري كرد . در طول سالهاي جنگ (453 تا 221 قبل از میلاد) ،تيان جي نخست
وزير منطقه چي بود و او به عنوان كسي كه به سختي كار مي كرد شناخته مي شد . يك روز يكي از زير دستان تيان برای آنكه نزد او محبوب تر
شود به او100 تيل طلا (معادل 4 كيلوگرم .هر تیل 40 گرم است) هديه كرد. تيان بارها
هديه را رد كرد ولي بالاخره آن را پذيرفت و اورا به سِمَت يك ديپلمات گماشت .او به
خانه رفت و هديه را به مادرش داد. اما مادرش عصباني شد و شروع به سرزنش او كرد
:" اين مقدار طلا از حقوق 3 سال تو
هم بيشتر است ،آيا آنرا از مردم دزديدي يا رشوه گرفته اي ؟" تيان سرش را پايين آورد و ماجرا را به مادرش گفت ، مادرش
محترمانه و باوقار به او گفت :شنيده ام كه يك انسان تحصيل كرده بايد مراقب رفتارش
باشد ،نيك نامي اش را گرامي بدارد و هرگز چيزي را كه متعلق به او نيست نگيرد . يك
مرد تحصيل كرده نبايد چيزي براي مخفي كردن داشته باشد و نباید ديگران را فريب دهد و
يا از ديگران سوء استفاده كند. يك انسان تحصيل كرده رفتارهاي ناشايست و رشوه را
نمی پذیرد .تو مسئوليت نخست وزيري را بر عهده داري پس تو بايد مثال خوبي براي مردم
باشي .اما تو حالا از يكي از زيردستانت رشوه گرفته اي و حاكم را فريب داده اي و به
مردم بد كردي .تو واقعاً قلب مرا شكستي ؟تو بايد پول را الان پس دهي و از حكمران
طلب مجازات كني !" تيان جي بطور وحشتناكي شرمسار شد و سريعاً طلاها را پس داد و براي اعتراف عمل
اشتباهش به حكمران چي به دربار سلطنتي رفت . تيان به حكمران چيزهايي كه مادرش گفته
بود را گفت و از او درخواست استعفا كرد . حكمران مادر تيان را براي ارزشهاي والاي
اخلاقي اش ستايش كرد و به درباريانش گفت :" يك مادر پرهيزگارِ با تقوا پسري
پرهيزگار و با تقوا تربيت مي كند ،و من ديگر نگران رشوه وفساد در منطقه نيستم . من
حتما بايستی خلاف تو را ببخشم ." حكمران يك فرمان سلطنتي صادر كرد و دستور داد كه كل منطقه
از مادر تيان جي درس بگيرند. تأكيد او بر بزرگ كردن كودكان با ارزشهاي اخلاقي والا به عنوان پايه و اساس آموزش، تأثير
بسياري بر حكمران گذاشت .و از آن پس ،تيان جي حتي با استاندارد بالاتري رفتارش را
اداره مي كرد . داستان 2 مادر چو زانهوي به او وفاداري و درستي را ياد داد . چو يك مأمور بالامقام دولتي در امپراطوري تانگ (907 تا 618
بعد از میلاد ) بود. يك بار مادرش به او گفت :"شنيده ام كه وقتي بچه كسي يك
مأمور دولتي مي شود. اگر به سادگي بگذراند و زندگي صرفه جويانه اي داشته باشد ،مي
تواني بگويي كه او مأمور خوبي است و اگر او احمق و ديوانه پول باشد و زندگي خوش گذراني
را داشته باشد او بايد مأمور بدي باشد .مي دانم كه بسياري از آشنايانمان براي
والدينشان پول بسياري فراهم مي كنند، اما والدينشان هرگز از آنها نمي پرسند كه آن
پول از كجا آمده است .اگر از حقوقشان است پس خوب است :در غير اينصورت از راهزن ها
بهتر نيستند .با اينكه آنها جرائم هولناك مرتكب نشده اند باز تعجب مي كنم كه چطور
باز خوابشان مي بّرّد. تو از دولت حقوق ميگيري .اگر وفادار ،پاك وصادق نباشي چطور
مي تواني با فلك و فردوس(بهشت) رودررو شوي ؟" چو زانهوي به دقت به كلمات مادرش عمل كرد. او مأمور وفاداري
بود و به مردم منطقه اش توجه داشت .بعدها او به عنوان يك مأمور بسار پاك وصادق
شناخته شد. پاكي ،صداقت ودرستي فضايل يك كارمند دولتي در چين كهن مي
باشد. پدر و مادرها مثال خوبي را براي كودكانشان با اداره كردن صحبت و ارتباط شان
و محافظت از اخلاقياتشان بجا ميگذارند .در حقيقت ،فرزندان، با اخلاق و سيرت نمونه
پُر مي شوند .پدر ومادرها با مسئول بودن در قبال فرزندانشان و بزرگ كردن آنها بدون
هيچ نقطة پنهان و مخفی کاری ،مي توانند حقيقتاً از آنها محافظت كنند . http://minghui.ca/mh/articles/2008/2/29/173332.html Adapted from
http://www.clearwisdom.net/emh/articles/2008/3/12/95265.html ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 20:51 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو تمامی عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 خرداد 1387 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 آذر 1384 |
|
RSS
|
اين وبلاگ را صفحه ی خانگی خود کنيد
