![]() |
![]() |
|
|
داستانهاي خوب چيني : زنگري و ادارة خانواده زنگري يكي از وفادارترین مريدان تربيت شده كنفسيوس بود.
داستان زير بازتابي از معيارهاي اخلاقي اش و ايمان او به راستگويي وصداقت در اداره
كردن خانواده را مي رساند. يك روز همسر زنگري مي خواست كه براي خريد برود ولي پسر
كوچكش گريه كنان او را دنبال مي كرد .براي آنكه او را آرام كندگفت : "اگه
خونه بموني . وقتي برگشتم يك خوك مي كُشم و برات يك غذاي خوب مي پذم." وقتي همسر برگشت ديد كه زنگزي يك خوك را بسته و آماده كشتن
اوست. همسرش جلويش را گرفت و گفت : "من پسرمون رو سرِكار گذاشته بودم ." زنگزي خيلي جدي جواب داد : نبايد اينگونه با بچه ها بازي
كرد. آنها خيلي بچه اند و هيچ اصولي را نمي دانند ؛ آنها براي يادگيري به پدر و
مادرشان اعتماد مي كنند . اگر امروز تو به او دروغ بگویی ، به او دروغ را ياد خواهي
داد. اگر يك مادر به پسرش دروغ بگويد، پسر، مادرش را باور نخواهد كرد و ديگر نمي
تواند تحت تعليم قرار گيرد ." زنگزي بعد از گفتن آن كلمات خوك را كشت . منبع : نوشته" هان فِي تزو" يك شاهزاده و فيلسوف در منطقه هان (از سال 233 تا 281 بعد از ميلاد ) http://en.epochtimes.com/news/6-9-28/46467.html |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 20:50 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو تمامی عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 خرداد 1387 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 آذر 1384 |
|
RSS
|
اين وبلاگ را صفحه ی خانگی خود کنيد
