تبليغاتX
درباره فالون دافا

حقایق در مورد آزار و اذیت  فالون گونگ – 24نوامبر 2008

توسط  شبکه ی  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 19:2  توسط | 

داستان‌های خوب از سرزمین ِچین: آفرینش زمین و آسمانِ پنگو

                             (Hubble Space Telescope/Nasa via Getty Images)               

(Hubble Space Telescope/Nasa via Getty Images)

 

آیا [سرزمین] چین داستانهایی در مورد آفرینش دارد؟ پاسخ مثبت است و اولین خدای خالق نامش «پنگو» است.پنگو

در شروع زمان، کائنات تشکیل نیافته بود و زمین و آسمان به هم چسبیده بودند. شبیه تخم مرغی گرد، نه صدایی بود و نه نور.

در جهان تخم ‌مرغی شکل غولی به نام پنگو خوابیده بود. او 180 هزار سال خوابید.

آفرینش زمین و آسمانِ پنگو

سپس یک روز برخاست. جهان را تهی یافت، او  خیلی راضی نبود.پنگو

 باانجام یک فکر، تبر عظیم الجثه‌ای را بوجود آورد. تبر را برداشت، جهان نیمه تمام تخم مرغی را شکست.

در حین شکافتن نیروهای جدید خلق کرد. اجسام نورانی فوران کردند و آسمان و عرش را شکل دادند. اجزا و مواد متراکم منقبض شدند و چیزی را که امروزه زمین مینامیم را ایجاد کردند.

برای جلوگیری از فروپاشی زمین و آسمان در‌حالی ‌که بر زمین می‌ایستاد عرش را بر دوش داشت. هر روز که می‌گذشت؛ او یارد متر بلندتر می‌شد. از سوی دیگر، روز به روز، آسمان هم، سه یارد بلندتر می‌شد؛ زمین هم سه یارد ضخیم‌تر می‌شد...

180 هزار سال دیگر هم گذشت، آسمان بی‌اندازه بلند شد و زمین هم ضخیم و منسجم. اندازه ی پانگو هم همتای این فاصله‌ها شد.پنگو

به نظر می‌رسید که زمین و آسمان بخوبی ثبات و قرار دارند، سپس پانگو درگذشت. اندام‌های او کوه‌ها شدند، خونش تبدیل به رودخانه‌ها گشت، ماهیچه‌هایش دشت‌ها را  شکل دادند، و پوست و موهایش ، حیوانات و نباتات بی‌شمار شدند. هوایی که تنفس می‌کرد ابر و باد شدند، و صدایش تندرهای غرا شدند. چشم چپش خورشید شد و چشم راستش ماه شد. عرقش تبدیل به شبنم سحرگاهان شد و باران را به بار آورد.  پنگو

پانگو با استفاده از بدنش، دنیای پرشکوه و  زیبایی را خلق کرد.

پس کیهان جدید شروع  شد.

http://www.theepochtimes.com/news/6-5-3/41159.html

منبع: این یک داستان چینی است. ترجمه براساس نسخه‌ی ذکر شده در آدرس ذیل می‌باشد:

http://zhengjian.org/zj/articles/2002/7/20/16717.html

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:24  توسط | 

داستان‌های خوبِ چین: نووا انسان‌ها را خلق کرد و آسمان را مرمت کرد

داستان‌های خوبِ چین: نووا انسان‌ها را خلق کرد و آسمان را مرمت کرد

بعد از آن‌که خداوند پنگو زمین و آسمان را خلق کرد، الهه نووا امور زمین را بردوش گرفت، تا زمین را شکوفا کند. نووا در حالی‌که از قلمرو آسمانی اش نزول می‌کرد، به سرزمین شرقی وارد شد. به زمین و آسمان را که به‌طور شگفت‌آوری ساخته شده بودند نگریست؛ او خوشحال شد .

اما دید که چیزهایی از قلم افتاده‌اند. پس‌خلقت را شروع کرد. در روز اول، نووا بچه‌ها را آفرید، روز دوم سگ‌ها را، سومین روز گوساله‌ها را، چهارمین روز خوک‌ها را، پنجمین روز گاوها را، و ششمین روز اسب‌ها را خلق کرد.

در هفتمین روز، از خاک زرد و آب استفاده کرد، نووا از خاک رس مجسمه هایی هم شکل خودش ساخت. و آن‌ها را تبدیل به موجودات زنده کرد. همان هایی‌که ما اینک آنها را  انسان‌ها می‌نامیم. مجسمه های رُسی را، یکی یکی می‌ساخت. اما مشاهده کرد که این روند بسیار آهسته بود. پس درخت موی بلندی را در [خاک گِل آلود] کاشت و با او رقصید. چکه های گلِ زمین به‌یکباره به موجودات بشری تبدیل شدند.

برای آنکه انسان‌ها زیاد شوند و ماندگار شوند، ازدواج را بوجود آورد، که مردها و زن‌ها برای مراقبت از فرزندانشان بهم بپیوندند. زندگی انسان در زمین شکوفا شد و توسط تمام مخلوقات حمایت شد.

اما زندگی خوب دوام زیادی نداشت، یک روز آسمان به‌یکباره فرو ریخت و شکاف های زمین باز شد. رعد و برق در آسمان تهی خروشید و جنگل را به آتش کشید. بارش سیل آسا آتش را بلعید و درختان و دشتها را سیر آب کرد. بستر رودخانه‌ی آسمان شکست، و آب رودخانه‌ی آسمانی بسوی زمین جاری شد و سرزمین‌های بسیاری در حال غرق شدن بودند. جانوران خطرناک نیز از جنگل‌های تاریک بیرون آمدند تا به مردم لطمه بزنند. موجودات بشری گریبانگیر فاجعه‌ی عظیمی شدند.

نووا از رنجش موجودات بشری بسیار ناراحت بود بطوریکه که تصمیم به مرمت آسمانها گرفت. او شمار عظیمی سنگ که به پنج رنگ مختلف متمایز بودند انتخاب کرد، او نی ها را گرد آوری کرد تا آنها را با  ‌سنگها ها  ترکیب کند. سپس او برای  نی ها سوزاند، بطوریکه نی ها  نه روز و نه شب می سوختند. نی یوا با استفاده از سنگها مذاب، آسمان‌های شکسته را در هفت روز و هفت شب مرمت کرد.

برطبق رٌمان مشهور داستان سنگ ( که به نام رویای قصرهای سرخ نیز شهرت دارد- نوشته ساٌ زویچین) نی یوا از36500 سنگ برای مرمت آسمان استفاده کرد.

 نووا بعد از اینکه اژدهای سیاه و مارهای گزنده را مهار کرد، سرزمینی که توسط سیل ویران شده بود را بازسازی کرد.

زمین و آسمان دوباره خوب بودند، و زندگی برای موجودات بشری به صلح و هماهنگی برگشت.

نووا با مشاهده‌ی سرانجام کارش،  برای ترک کردن آماده شد و بر کالسکه ی تندر که توسط اژدهای بالدار کشیده می‌شد سوار شد و  به آسمان نهم صعود کرد.

http://www.theepochtimes.com/news/6-5-10/41420.html

منبع: داستانی با تعدیل و تلخیص از "هوآینزی" و " ایجاز باشکوه از آرامش عظیم" و به همراه مراجعی که در www.pureinsight.org ذکر شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:12  توسط | 

اين وبلاگ را صفحه ی خانگی خود کنيد Add to Google